ساعت فلش مذهبی
سفارش تبلیغ
پیشنهاد نام دامنه هاست ایران
درباره وبلاگ
رائد[874]

ویرایش

چرا با توجه به اینکه یکی از شعارهای لیست روحانی امید هستش، رئیس جمهور در پیامک میلیونی که ارسال کرده نوشته: "پرامید"؟

 

1) چون "پراصولگرایان" طولانیه، هزینه اش زیادمیشه

 

2) می خواسته پول بیت المال صرف تبلیغ یک لیست خاص نشه 

 

3) همینجوری بی دلیل، شما هم الکی گیر میدین ها

*بهزاد توفیق فر




      

من عهد با خدا و ناخدای کشتی انقلاب بسته ام، نه با کدخدا

پ.ن: همچنان هم امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند





      

از فسا، با دوستانم عازم روستای جلیان می شدیم، برای زیارت مزار شهید والامقامی که حضرت امام(ره) پیشانیش را بوسیده بود و به اشلو معروف است ، حدود بیست کیلومتری رفته بودیم که به شهری کوچک رسیدیم به نام "نوبندگان" .

در حال عبور، چشمم به ورودی شهر افتاد که ناوچه ای جنگی در ان نصب بود و در کنارش، نام خیابان ورودی شهر به نام امیر دریادار سیاری . 

همراهانم قبل از اینکه سؤالی مطرح کنم گفتند: اینجا زادگاه فرمانده نیروی دریایی ارتش است و من تازه فلسفه انچه دیده بودم را دریافتم و گفتند: مادر محترمشان همچنان در اینجا زندگی می کنند .

 

به درخواست من و در مسیر بازگشت، به داخل شهر کوچک نوبندگان رفتیم، جایی که قبلا روستایی کوچک بود و اینک چند خیابان در ان دیده می شود . 

یک راست به کوچه ای قدیمی و کاهگلی و سپس، در خانه ی ارجمندی رفتیم که فرمانده ای بزرگ و رشید و امیری عزیز را برای این کشور و نظام تربیت کرده. 

دَق الباب کردیم و چند دقیقه ای طول کشید تا مادر ارجمند امیر سیاری، عصا زنان و با قدی خمیده در را به رویمان گشود و با خوش رویی با انکه نمی شناختمان، ما را پذیرفت . 

دقایقی بیشتر مزاحمشان نشدم و مراعات حالشان را کردم، و حالی و آحوالی پرسیدم، و ازشان خواستم که برای عاقبت بخیریم دعا کنند، که گفتند: من همه جوونا و ارتشی ها رو دعا می کنم، هر روز . 

.

ازشون اجازه خواستم تا عکسی به یادگار بگیرم از صورت پر از نور و مهرشون که اجازه ندادند و اطاعت  و خداحافظی کردم . تا وقتی سر کوچه رسیدیم، دم در، با احترام، ایستادند و داخل نرفتند، و وقتی برگشتم دست تکون بدم و بازم خداحافظی کنم، سوال کردند: اسمتون چی بود؟! که به پسرم، بگم ؟! عرض کردم بفرمایید خدمتشون، شمشادی، خبرنگار ، می شناسن . 

.

در بازگشت به فسا، دوستانم می گفتند امیر سیاری، وقتی به دیدار مادرشون میان، خیلی ساده و بی تشریفات، توی نوبندگان، تردد می کنند و با مردم خوش و بش و احوال پرسی می کنند .

می گفتند : دو برادر امیر سیاری در همین فسا هستند که یکیشون معلم هست و دیگری راننده تاکسی . 

و من در کنار شناختی که سالهاست از فرمانده عزیز نیروی دریایی ارتش دارم، بیشتر به رمز و راز شخصیت ارزشمند ایشون و خاکی و مردمی بودن ، محبوبیت و موفقیتشون پی بردم . 

.

با خودم فکر کردم، خیلیا چه تصوری از خونه زندگی امیر سیاری و نزدیکاشون دارند و ممکنه چه فکرایی کنند در حالیکه اصل و واقعیت چی هست ، و بازم فکر می کردم به اینکه امثال امیر سیاری اگرچه شاید کم نباشند، اما قطعا مسئولانی هستند که شاید جایگاه و مقام ایشون رو نداشته باشند، اما .... بماند ! 

راوی: حسن شمشادی

تصویر: درب روبرویی؛ منزل مادر امیر سیاری

 





      

حضرت آیت الله خامنه ای ؛ رهبر انقلاب اسلامی در به ثمر رسیدن دست آوردهای هسته ای در یک دهه اخیر(از پیوستن به جمع کشورهای هسته ای تا اثبات حق هسته ای ایران به دنیا) نقش ویژه ای داشتند و دارند.

اما جایگاه ایشان در بستن پرونده پی ام دی بسیار ویژه تر و دارای بررسی جداگانه است که به گوشه ای از آن می پردازیم؛

طبق یکی از بند های برجام(احتمالا 14) مدیر کل آژانس انرژی اتمی الزامی بر بسته شدن پرونده پی ام دی در گزارش خود ندارد و علاوه بر آن کشور های 5+1 باید قطعنامه ای را با هدف بسته شدن پی ام دی به شورای حکام ارائه دهند.

اگر به کلمه ی هدف توجه کنیم، می بینیم که در این بند از برجام و همچنین کل برجام شورای حکام مجبور نیست که ادعاهای دروغین علیه برنامه هسته ای ایران عزیز را مختومه کند.

اما رهبر انقلاب در نامه خود به ریس جمهور تکلیف کردند که ایران در صورتی به دو تعهد خود یعنی نوسازی راکتور اراک و تبادل اورانیوم عمل می کند که پرونده پی ام دی بسته شده باشد. این تدبیر عزتمندانه ایشان که به غرب پیام«عدم وابستگی ایران به توافق هسته ای» را مخابره می کرد، آژانس را مجبور کرد که پی ام دی را هرچه سریع تر ببندد.

تا یکبار دیگر مزیت نسبی جمهوری اسلامی در مقایسه با سایر کشورهای اسلامی به چشم بیاید؛

رهبری قدرتمند که قادر است منافع ملی کشورش را در نظام گرگ‌صفت بین الملل حراست کند؛

 چه آنجا که کشورش تهدید نظامی می شود،

چه آنجا که مردمش در چنگال کشوری دیگر اسیر شده اند ،

و چه آنجا که پای میز مذاکره در میان است

 

 توماس فریدمن، مقاله نویس مشهور نیویورک تایمز چندی پیش نوشته بود:

اگر خانه‌ای برای فروش داشتم آن را به آقای خامنه‌ای می دهم تا برایم بفروشد ‎ ؛

او یکی از برترین مذاکره کنندگان دنیاست که توانست با دست خالی با 6 قدرت بزرگ مذاکره کند

و به عنوان کلام آخر:

امنیت اسرائیل تامین خواهد شد. چه توافق هسته ای بشود چه نشود.(امام خامنه ای)





      

شهید صمد امید پور
همیشه پشتیان ولایت فقیه باشید
تا پیروزی در دستتان باشد
و همین پشتیبانی ولی فقیه
برای شما کافی و بس است.
"فرازی از وصیت نامه شهید صمد امید پور"
.
.
چهارمین سالگرد شهادت شهید صمد امیدپور
سخنران:
سردار حمید اباذری
(جانشین دانشگاه تربیت پاسداری امام حسین (ع)) 
با مداحی:
حاج اسماعیل عموزاده
زمان:
پنج شنبه 12 شهریور ساعت 17:30
مکان:
رشت، میدان یخسازی،حسینیه شهدای گمنام
 





      

به نصرت خدا، یمن رها شود...جهان لبالب از، صدای ما شود

بنصر الله تتحرر الیمن...والعالم یمتلئ بأصواتنا

یا من سَجَدتُمْ للیهُودْ، الموتُ یا آلَ سُعودْ

ای کسانی که در مقابل یهود سجده کردید؛ مرگ بر شما ای آل سعود

طراح: سلمان فارسی

masirebasirat.ir





      

خوش به حال شهدایی که رسیدند آخر...با شهادت به سرانجام اباعبدالله 

.:شهید مدافع حرم امیررضا علیزاده:.

ولادت: 12 مهر 1354(رودسر گیلان)
شهادت : 11 اردیبهشت 1392(شب میلاد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها)
محل شهادت : سفارت جمهوری اسلامی ایران در کشور سوریه
چهلم شهید : شب میلاد آقا اباعبدالله الحسین
پیکر مطهر شهید : نداشتن سر و دست سمت چپ  





      

 

تصویری که پیش رو دارید، برشی است از شرافتِ اشک آلود. نوجوانی که لباس خاکی برتن کرده و مهیای اعزام است اما تنها اشک هایش را هدیه قدم های برادر یا رفیقِ مسافر خود می کند. و آیا گریه ای شریف تر از این برای یک مــــــــــــرد می توان سراغ گرفت؟





      

عکس زیر، یک نوجوان بسیجی را در سال های دفاع مقدس را نشان می دهد. آن چه روی سر این بسیجی قرار دارد و به نظر کلاهی محلی می آید، در حقیقت پانسمان زخمی است که از آتش دشمن روی سرش ایجاد شده است و به شکل کلاهی خودنمایی می کند.

شاید این شمایل جالب توجه، در دنیای مادی، باعث خنده این بسیجی و هم رزمانش شده باشد اما در میان اهل آسمان، مایه مباهات او خواهد بود، ان شاءالله

اگر این جوان بسیجی را شناختید، ما را هم بی خبر نگذارید

 





      

«محسن کمالی دهقان» روز جمعه 28 فروردین 1394 شمسی، طی نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» برای دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در «سوریه» خرقه شهادت پوشید.

پیکر پاک این بسیجی شهید، روز گذشته در «رجایی شهر» (استان «البرز») تشییع و در آرامستان «بهشت سکینه» (در منطقه‌ی «کمالشهر») تا روز ظهور مولایش به امانت سپرده شد.

نمایی که پیش رو دارید، سردار «خسرو عروج» را، لحظاتی پیش از تدفین شهید کمالی، در مزار خالی او به ثبت رسانده است.

سردار «خسرو عروج» از رزمندگان قدیمی و کهنه‌کار سال‌های دفاع مقدس است که جسم زخم خورده ی شهید«محسن کمالی دهقان» را در آرام گاه ابدی اش نهاد.

*شادی روحش صلوات*

مشرق نیوز

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/2/2/992777_827.jpg





      
   1   2      >




+ رو به قبله ست همه عمر، خدایا! غلط است قبله بایست به سمتش متمایل باشد اگر این طرز نماز است که او می‌خواند ترس دارم که نماز همه باطل باشد



+ دستی از غیب آمد کز نو گلچین سازد سابقون السابقون را... . . . تصویر: شهید حامد کوچک زاده در مراسم تشییع شهید سیداسماعیل سیرت نیا



+ بر در میکده ات بهر تملّق گویم نوکر بی سر و پای حسنِ عسکری ام دلم از بس که نرفته است زیارت خون شد برسانید براتی به خدا مشتری ام سامرا رفتن من دست عزیز دل توست جان فرزند خودت باز بگو می بری ام؟



+ ما زینبی هستیم توکلت علی الله......



+ حرم زینب عجب حال و هوایی دارد سوریه فیض شهادت چه صفایی دارد بنویسید به روی کفن این شهدا چقدر عمه سادات فدایی دارد . . . عکس: وداع فرزند شهید حمیدرضا اسداللهی با پدر



+ کاش امشب حرمت مذاکراتی، بشود پنج و یک گوشه ی تو راه نجاتی بشود اربعین نامه ی تحریم حرم را بشکن حاضرم جان بدهم، توافقاتی بشود



+ این بار نوبت «والسابقین الی ارادته» است. خوشا کسانی که به دریای حسین پیوستند... کسانی لیاقت رسیدن به امام را یافتند که اهل رقابت باشند. رقابت به سبک حبیب.. . . . عکس: شهید مدافع حرم سجاد طاهرنیا محل شهادت: سوریه تاریخ شهادت: شب عاشورای 1437



+ دهــان هــا پـــر از نـــام زیـــبـــای تـــو شد... یـــــاحـــســـــــیــــن(ع)



+ خــــبــر آمـــد...خـــبـــری در راه اســـــت:) @};-

+ «اذا کان المنادی زینب (س) فأهلا بالشهادة». «اگر دعوت کننده زینب (س) باشد، سلام بر شهادت»! . . . وچه زیبا گفت سردار: نمیتوانیم با امریکاییها قدم بزنیم و انتظار شفاعت شهدا را داشته باشیم....